[pro_ad_display_adzone id=5]

جشن تکلیف؛ با نون پنیری

Lyla Owfi May 31, 2010 8
جشن تکلیف؛ با نون  پنیری


 
بمحض رسیدن به تهران با خبر شدم که به مهمونی جشن تولد ۹ سالگی دختر دوستم  دعوت دارم
وقتی که با هاش  تماس گرفتم گفت که خیلی درگیر کاره چون در کنار تولد و مراسم اون باید کارهایی هم برای «جشن تکلیف »مدرسه دخترش انجام بده
یک دفعه مثل اینکه یک فیلم رو بزنی بره اولش فکرم رفت عقب و عقب تا رسید به سن ۹ سالگی دخترم مثل اینکه دیروز بود

از دبستان دخترم نامه ای فرستادن و بعد از کلی مقدمه چینی مبلغ قابل ملاحظه ای پول  خواسته بودن  برای برگزاری هرچه با شکوه تر جشن تکلیف
راستش از شما چه پنهون من نمیدونستم که جشن تکلیف چیه برای همین هم به مدرسه زنگ زدم و از خانم مدیر پرس و جو کردم مدیر محترم مدرسه با چنان تحقیری شروع به توضیح کرد که وقتی که دختر شما به سن ۹ سالگی میرسه مکلف میشه که نماز و روزه رو شروع کنه ؛ و ما با این کار  اونو تشویق میکنیم …. بعد از  شنیدن کلی توضیحات تلفن رو قطع کردم

بعد فکر کردم که مدرسه ای که همیشه در جلسات اولیا ؛ مسولینش دم از نداری میزنن و حتی یکی دو کلاس هم کم دارن چطور حالا خیال دارن جشن به این مفصلی بگیرن که نصف هزینه رو ما باید بدیم و نصف رو خود مدرسه
عینا همین افکار رو فردا در مدرسه با مسئولین مدرسه مطرح کردم که بابا جان؛ با این پول که جمع میشه خیلی راحت میتونید یک  کلاس بسازید و  مشکل بچه ها رو حل کنید و برای حل این مسله روزها بین خانه و مدرسه در رفت و آمد بودم. من میگفتم  که این خرجها باید برای ساختن  کلاس اضا فی مصرف بشه ؛ اما    اولیا ی عزیز مدرسه  روزها ی اول با خوش رویی و روزها ی بعد با تشر مخالفت میکردن
روزها گذشت تا روز تحویل اسباب جشن رسید رفتیم مدرسه مدل نمونه چادر و جانماز  رو زده بودن به دیوار ؛ همانطور که به دیواری که مدل روش بود زل زده بودم نا خود آگاه با صدای بلند از مسئولین پرسیدم : آخه توی این همه سال من چادری با تور و آورگانزا ندیده بودم بعدم با این همه گل و شکوفه و ساتن چطوری میتونه یک بچه تعادلش رو برای ایستادن روی این سجاده حفظ کنه و خلاصه شروع کردم که بابا برای چی اینهمه خرج بجای این یک چادر گلدار سفید معمولی میگرفتین و بقیه رو خرج مدرسه میکردین
مدیر مدرسه خیلی با مهربانی وخارج از نوبت وسایل مرا که در یک کیف زشت سبز رنگ بود بدستم دادن که زودتر مادرهایی رو که حالا با من همصدا شده بودن ترک کنم و تقریبا یک جورای پرتم کردن بیرون.
مطمئنم  که مدیر مدرسه یکی از کسانی بود که از ته دل از مهاجرت خونواده ما خوشحال شد
روز جشن هم که دیدنی بود جشن برای بچه ها بود  اما اونها  اجازه نداشتن که  سرو صدا خوشی کنن و دائم بهشون تذکر میدادن که شما دیگه خانم و بزرگ شدین و باید سنگین باشید.
حالا چرا باید یک دختر هشت ؛ نه ساله  خانم باشه و صداش درنیاد و اصلا کی  تعین کرده که خانمی چه معیار هایی داره ؛  بماند .
بعدم که  فیلم وعکسهای  جشن رو گرفتیم  ؛ دیدنی بود عکس ها رو دیدم اصلا باورم نمیشد ؛آخه میدونی مدل  چادر جوری بود که دو  تا گل بزرگ مثل هد فون روی گوش  قرار میگرفت  اما در عکس دختر من  یکی از گلها رفته بود بالای سرش و یکی زیر چونشبعد که از  دخترم پرسیدم چرا این جوری عکس گرفتی گفت آخه یک چادر بود سر همه میکردن و چون همش میگفتن دیره ؛ زود باشین برای همین عکسها این مدلی شد بعدم فیلم ویدئو که  تماما از سخنرانی خسته کننده خانم مدیر و بعدم خانمی که  خیلی یکنواخت شعر هایی میخوند که نشاط که نداشت هیچ   اگه همه روشون میشد میزدن زیر گریه . اصلا هم از خود بچه ها توی فیلم خبری نبود
حیف تحت هیچ شرایطی دخترم نذاشت که یکی از  اون عکسها  رو برات بذارم تا ببینی وگرنه متوجه میشدی که هیچ اغراقی نکردم
بعد از  مرور این خاطرات که حالا باعث خنده میشه اما بوقت خودش؛ بد اعصابم رو بهم ریخته بود .تصمیم گرفتم که  برای عصرونه «نون پنیری »درست کنم و با دخترم  بخوریم و به یاد اونروزها بگیم و  بخندیم

حالا تو هم امتحانش کن.

موادی که برای این «نان خوشمزه  پنیری »لازم داری:

عشق                                             بمقدار کافی

کره                                                یک فنجون

آرد سفید                                          دو فنجون

پودر فلفل                                         یک چهارم قاشق چایخوری

*پنیر چدار یا موزرلا  رنده شده                  دو فنجون

**سرییال برنج                                      سه فنجون

اول از همه فرت رو روی درجه ۳۵۰ فارنهایت روشن کن . بعدش در یک کاسه ترجیحا استیل
کره رو حسابی  با میکسر بزن تا نرم بشه ؛ یک کم بیشتر از حد معمول بزن بعد خوش خوشک آرد رو بریز و  به زدن ادامه بده ؛مخلوط که شد زحمت بکش فلفل رو با همراهی پنیر رنده به جمع یکدست کره و آرد اضافه کن . به زدن ادامه بده و در آخر سرییال رو بریز و کمی که زدی دستت رو بشور یک دست عنایتی به مواد داخل کاسه بکش ؛ مخلوط که شد
سینی فرت رو بیار و بدون اینکه اونو چرب کنی از مایع توپهایی به اندازه یک گردو بزرگ گرد کن و بفاصله در سینی بذار و با عشق بمقدار کافی بذارش در فر برای ۱۵ تا ۱۷ دقیقه یا به اندازه ای که طلایی بشه این نون هم گرمش خوبه هم سردش تو هم هر جور دوست داری بخورش و یاد من باش . به امید اینکه اگر هر مراسمی برای بچه ها ست ؛ همه شور باشه و نشاط
پس تا دوشنبه بعد شاد باشی
سری هم به سفره اینترنتی فیس بوک بزن

Mozzarella Cheese*

Cheddar Cheese  * *

Rice Cereal**


8 Comments »

  1. fati May 31, 2010 at 2:36 AM -

    به زودی این عصرانه را درست می کنم با اینکه تا جشن تکلیف دخترم خیلی راه مونده ولی درست می کنم به بهانه شادی و عشق و نشاط، ممنون مثل همیشه عالی بود

  2. حسین . امیریه May 31, 2010 at 7:31 AM -

    راستش چنین جشنی را اولین بار میشنوم که همین الان هم به اندازه کافی دلخورم کرد که انحطاط تا کجا و دیگر اینکه اگر خانواده ایی نداشت تکلیف چیست و اینکه غرور طفلی به خاطر نداری آسیب میبیند آنهم دخترک 9 ساله ایی بگذریم این از ارزش کار شما و این لقمه خوشمزه نمیکاهد باشد در روزگارانی به از امروز در مراسمی زیبنده تر این دستور تهیه مورد استفاده قرار گیرد

  3. goltappe May 31, 2010 at 9:06 AM -

    HA-HA aali bood!

  4. مریم قاجار May 31, 2010 at 11:48 AM -

    لیلی جون کلی حرص خوردم و فحش دادم!!!ولی خیلی دلم میخواد اون عکس را ببینم… ها ها ها . این نون حتما خیلی خوشمزه س. دستتون درد نکنه

  5. shahla June 1, 2010 at 6:04 AM -

    لیلی جون اگر چه همیشه از نداشتن دختر احساس کمبود رو دارم و عاشق دختر هستم
    اما در این لحظه خدا را شاکرم که دختری ندارم تا به این وضع فجیع وادارش کنن که خانم…. بشه و مصیبت زن بودن رو به طور مضاعف در ایران ما…. تجربه کنه
    بگذریم
    لیلی عزیز
    نون و پنیرت هم مث همه کارات دلچسب و عالیه
    نوش جون و گوارا

  6. Shadan June 1, 2010 at 7:33 PM -

    I miss you!

  7. manijeh June 3, 2010 at 11:09 AM -

    thanks Lili jun.love.manijeh

  8. فرشته September 28, 2010 at 12:41 PM -

    فرشته های کوچک
    توی صف نمازند
    مثل تمام گل ها
    چه با صفا و نازند

    چادر های گل گلی
    بال های آن ها شده
    بال های زیبایشان
    رو به خدا وا شده

    غنچه لب هایشان
    بوی دعا می دهد
    بوی خوش ربنا
    بوی خدا می ده

Leave A Response »