سگ همسایه و من بیصدا

Lyla Owfi June 18, 2012 8
سگ همسایه و من بیصدا

پارسال همین موقع ها بود که لارنژیت گرفته بودم و اصلا صدام در نمیومد. خیلی خنده دار بود حالت ماشینی رو پیدا کرده بودم که بوقش قطع شده

. خیلی راحت قبول کرده بودم که باید چند روزی رو با این حالت بگذرونم

خب تا اینجاش خیلی اتفاق عجیبی نبود تا اینکه  برای همسایه عزیزم گرفتاری پیش آمد و از من خواست که نگه داری سگش رو به عهده بگیرم . من هم که همیشه منتظر بودم که جوری محبت های این همسایه عزیزم رو جبران کنم مشتاقانه پذیرفتم 

 قرار شد که سگ همسایه  که  «شایلو  » اسمش بود تو خونه خودشون بمونه و من سر ساعت های خاصی برم در حیاط رو باز کنم و اون بعد از گشتی  در حیاط و انجام کارهای واجبش برگرده و منم غذاشو بدم و برم خونه مون 

بازم تا اینجاش خیلی بد نبود . ماجرا از اونجا عجیب شد که من رفتم سراغ شایلوی عزیز اما یادم افتاد که  صدام در نمیاد و متاسفانه سگ همسایه هم  بعلت سن زیاد شنوایشو از دست داده  بود . مستاصل مونده بودم  که چکار کنم تا این « شایلوی » عزیز کهنسال  و البته بزرگ رو به بیرون هدایت کنم 

.منم بعلت نداشتن سگ یا کلا هیچ نوع حیوونی در منزل؛ سر رشته ای  در رفتار با سگ رونداشتم 

 سالهای قبل چند بار این وظیفه رو بعهده گرفته بودم اما اون موقع هم من صدا داشتم هم اون بینوا گوشش میشنید . با صدای باز شدن در حیاط بِدو میرفت تو حیاط وقتی هم که من میخواستم بیاد تو همینکه میشنید من در طرف بیسکویتش رو بر داشتم با سرعت  میومد تو خونه . اما اونروز اون یک ور تو جاش خوابیده بود و به من نگاه میکرد خلا صه حدود بیست دقیقه طول کشید تا با ناز و نوازش من عازم حیاط شد .حالا چقدر هم طول کشید تا راضی شد برگرده تو خونه بماند. از اونروز  نازکشیدن از سگ ها هم به  تجربیات زندگیم اضافه شد

حالا چرا یک کاره امروز یاد این مسله افتادم . دلیلش این بود که هوس درست کردن پاستا کردم اونم پاستایی که دستورش رو همون همسایه عزیز بهم داده بود  


موادی که برای «پاستای همسایه با سُس سفید» لازم داری

 

عشق                            بمقدار کافی

پاستا از نوع پیچ پیچیش؛ اگرم که رنگی باشه که عالیه    ۳۰۰گرم

Fusilli                         

 میگوی پخته                                                 دو فنجون

    گلهای براکلی                                             یک  فنجون

پنیر مازارلا رنده شده                                   نصف فنجون

روغن مایع                                                دو قاشق غذا خوری

نمک و فلفل                                              هر چقدر صلاح میدونی

: موادی که برای «سُس سفید» لازم داری

 کره                                                          سه قاشق غذا خوری

آرد سفید                                                  مجددا سه قاشق غذا خوری

شیر                                                          ۱و ۱/۴فنجون 

فلفل قرمز دلمه خلال شده (اگر که دوست داری اگر نه حذفش کن )            نصف یک دونه

 شما اول باید سُس رو درست کنی؛  یک قابلمه کوچک و ترجیحا استیل رو  روی حرارت متوسط بذار و کره رو بریز توش و همینطور که کره شروع کرد به آب شدن ؛ خوش خوشک   

 آرد رو اضافه کن و خوب همشون بزن تا حسابی یکدست بشن . حالا کم کم شیر رو بریز در قابلمه و همینطور همش بزن تا مخلوط بشه .در این مرحله اگه که دوست داری خلال فلفل قرمز ها رو بریز توش و  به سُس  فرصت بده تا کمی غلیظ بشه ؛ بذارش کنار تا گرم بمونه و برو سراغ پاستا

اول از همه توضیخ بدم که برای این پاستا میتونی از سُس آلفردو هم استفاده کنی؛ دستور چند نوعش توی کتابم «مواد لازم : عشق بمقدار کافی » هست

 برای پاستا تو میتونی از  همه جورش استفاده کنی اما خوب این مدلش هم خوشگلتره هم اینکه  بخاطر شکلش  یه جورایی عاشقانه به سُس میچسبه ؛ حالا میل خودته

این اندازه ها که بهت دادم برای اینه که یک اندازه ای دستت باشه اما اگه هر کدوم از مواد اضافه 

یا کم شد قول میدم هیچ اتفاقی در هیچ جای دنیا نیوفته؛ پس راحت باش

پاستا رو مطابق دستور روی بسته اش بپز  ؛ اما جان هر گی دوست داری نذار شفته بشه ؛ چون در اون صورت خیلی بد میشه. پس لطفا دقت کن

وقتی که  فکر کردی پاستا داره آماده میشه ؛ گلهای براکلی رو هم بریز توی قابلمه و همی بهش بزن و بهشون فرصت بده تا به تفاهم برسن .وقتی که  آماده شدن اونا رو  توی آبکش بریز و اگه خواستی طبق عادت هممون ؛روش آب بریز اما دوست ایتالیایی من هیچوقت این کار رو نمیکنه ؛ چون معتقده که مزه اش میره حالا خود دانی. بهر حال پاستا رو که حالا با براکلی حسابی جور شدن ؛ بذار کنار تا کاملا  آبش بره و برو سراغ بقیه کارها نوبتی هم باشه نوبت میگوی نازنینه 

 اگر در جایی زندگی میکنی که میگوی پخته در دسترس داری که عالیه از  همون ها استفاده کن اگرم نه که اینکاری که میگم بکن 

 یک قابلمه زییا رو آب کن و مقداری نمک و گرد سیر بریز توش و بذارش تا بجوش بیاد وقتی این اتفاق افتاد میگو های پاک کرده رو بریز توش و اگه خیلی بزرگ نیست ۵تا ۶ دقیقه کافیه اما اگه بزرگه ده دقیقه فرصت بده و بعد از این زمان آبکشش کن.و بذارش کنار تا بهت بگم

 حالا شما لطف کن و در یک ظرف بزرگ که مهم هم نیست که قشنگ باشه پاستا و براکلی رو بریز و میگو  رو بهمراهی سُس سفید بریز روش  و همونطور که خوب مخلوطش میکنی پنیر رو هم بپاش روش و بازم خوب همشون بزن و  بلافاصله اونو در  قشنگترین ظرف خونت بکش و روشو حسابی پنیر بریز و در سفره پر از 
.عشق خونت بذار و در کنار اونایی که دوست داری نوش جان کن

 تا دوشنبه دیگه آسایش و آرامش مهمان خونت باشن 

برای رسیدن به سفره اینترنتی فیس بوک اینجا کلیک کن

8 Comments »

  1. fati June 18, 2012 at 7:33 AM -

    bah bah bah man ke ashgege pasta hastam kolan va in pasta ham ali be nazar mirese mamnoon hatman dorostesh mikonam,

  2. Lyla Owfi June 18, 2012 at 9:22 AM -

    نوش جان فاطی عزیز
    شاد باشی

  3. Maryam Ghajar June 18, 2012 at 11:34 AM -

    kheili khandidam lili jun. merci

  4. Lyla Owfi June 18, 2012 at 2:36 PM -

    خوشحالم که باعث شد بخندی عزیزم
    مواظب دختر گلت باش میبوسمت

  5. تستر کوجیکه June 19, 2012 at 2:59 AM -

    لیلا جون اینا همش مهارت زندگیه به نظرم :)
    به به یه پاستای عالی :*

  6. manijeh June 19, 2012 at 4:49 PM -

    Yami Yami!
    Lili Jun, Hamin Emshab dorost mikonam va be yadat mikoram! Korbanat,Manijeh

  7. Lyla Owfi June 20, 2012 at 2:31 AM -

    نستر عزیز من از این جنبه بهش نگاه نکرده بودم شایدم همینطور باشه
    پاستا هم نوش جانت عزیزم

  8. Lyla Owfi June 20, 2012 at 2:31 AM -

    نوش جان منیزه جون عزیز
    همیشه از دیدن کامنت ها تون خوشحال میشم
    شاد باشید

Leave A Response »