شیرینی عشق برای تمام بچه های دنیا

Posted on December 12, 2010 by

برای  مطلب این هفته قرارم این بود که راجع به کریسمس و مراسم بچه ها بنویسم . اما از تو چه پنهون هر چی که نوشتم خوشم نیومد . میدونی من عاشق بچه ها و دنیاشونم  و وقتی پای مراسم عید و این برنامه ها میاد وسط این حالت منم تشدید میشه . روزها  ست که فکرم درگیر بچه هاییه که عید ها میاد و میره اما تاثیری بر زندگی اونا نداره… من همیشه دنبال این بودم که کاری برای این بچه ها بکنم اما هیچ وقت اونجوری که دلم میخواست موفق نشدم

یادمه که

وقتی کوچک بودم عمه مادرم ناظم یک دبستان دخترانه توی عشرت آباد تهران بود

بچه های مدرسه شرایط خوبی نداشتند درست مثل خود مدرسه .

یک سال نزدیک عید نوروز خیلی تصادفی به این دبستان رفتم

دیدم که توی بچه ها از شور و نشاط بهاری و عید خیلی خبری نیست . خوب اینم کاملا طبیعی بود چون این بچه ها خونواده هاشون اینقدر درگیر مشکلات زندگیشون بودن  که اصلا نمیفهمیدن کی بهارمیاد ؛که عید باشه

خیلی دلم میخواست که این شور و نشاطی که من از خرید لباس نو و آمدن عید داشتم رو به اوناهم منتقل کنم

بعد از مشورت با مادرم و عمه عزیز در فرصت باقیمانده تا عید در هر جمع و مهمونی از تمام دوست و آشنا پول جمع کردم البته با تمام تلاش هام فقط تونستم که برای هر بچه یک بلوز نو بگیرم اما بازم بهتر از هیچی بود

یادمه وقتی که مشغول پول جمع کردن بودم خانمی از دوستان به من گفت که باید کار اساسی کرد این کار تو چه فایده داره؟ من  گفتم کار اساسی با شما من فقط دلم میخواد

روی لب یکی از این ۵۰۰ بچه یک لبخند ببینم

چند سالی با جدیت این کار رو دنبال کردم اما متاسفانه با بسته شدن مدرسه این کار من هم تعطیل شد.

همیشه اون حرف که باید کاری اساسی کرد تو سرم بود . مخصوصا وقتی که در گوشه و کنار شهر  میدیدم که بچه های کوچک با چه حالی مشغول به کارن . و متاسفانه روز به روز هم به تعدادشون اضافه میشد

بعد ها شنیدم که عده ای با عنوان « انجمن حامیان کودکان کار و خیابان » با عشق دارن به این بچه ها کمک میکنن . به  بچه ها آموزش میدن   ؛ و از خطراتی  که ممکنه براشون پیش بیاد   آگاهشون میکنن   از همه مهمتر اینکه از فرصت های کوتاه این بچه ها استفاده میکنند و بهشون درس هم میدند

بالاخره  این انسانهای عاشق کار  اساسی رو کردن . امیدوارم که هر روز بر تعداد این آدمها افزوده بشه

من  جسته و گریخته  کار ها ی این گروه رو دنبال میکنم

امروز صبح  ایمیلی  از یک دوست عزیز بدستم رسید. با باز کردن آن  دیدم خودشه!  مطلبی که میخواستم بنویسم همینه

لینک ویدیو شو   برای تو میذارم  تو هم برای  دوستات بفرست

Video: Koudakane Kar

فقط یادت باشه این بچه ها هم مثل بچه های منو تو میتونن   خوشحال باشن و بچگی کنن پس لطفا بهش فکر کن

شاید که تو هم مثل من نتونی کاری اساسی بکنی اما حد اقلش اینه که  بتونیم لبخندی به لب  یکی از این بچه های خسته  بیاریم

و خسته نباشیدی هم به کسانی بگیم که عاشقانه دارن این کار بزرگ رو پیگیری میکنند

دلم میخواست شیرینی این هفته روبا بزرگترین همزن دنیا درست میکردم و در فری به بزرگی قلب عاشق این انسانهای نازنین میپختم و تقدیمش میکردم به تمام بچه های دنیا

به امید روزی که  تمام بچه ها در جایگاه اصلی خودشون باشن و فقط  بچگی کنن

مواد لازم برای

شیرینی عشق برای تمام بچه های دنیا

عشق                      بمقدار کافی

محبت به بچه ها         به اندازه تمام پیمونه های دنیا

آرد سفید               ۶ فنجون

پکینگ پودر              یک قاشق چایخوری

پودر زنجبیل            بازم یک قاشق چایخوری

جوز هندی               مجددا یک قاشق چایخوری

دارچین                  یک قاشق چایخوری

روغن شورتنینگ* یک فنجان

ملاس** یک فنجون

شکر قهوه ای           یک فنجون

آب                       نصف فنجون

تخم مرغ                  یکی

وانیل خوش بو           یک قاشق چایخوری

شما محبت کن و در یک کاسه خوشگل آرد؛ پکینگ پودر؛ دارچین؛ جوز؛ زنجبیل؛رو مخلوط کن و بذار کنار تا بهت بگم

در یک کاسه خوشگل دیگه شورتنیگ رو بریز کمی که  با هم زن زدیش ملاس رو بهش اضافه کن کمی بزن و بعد هم شکر قهوای ؛آب؛ تخم مرغ و وانیل رو بریز ودیگه حسابی بزنش  تا صاف بشه

در این مرحله مواد خشک که خیلی مظلوم تو کاسه منتظرن رو  در سه مرحله بریز و  درجه همزن رو کم کن ؛ و به زدن ادامه بده. خوب که مخلوط شد سه قسمتش کن و در سه تا کیسه پلاستیکی بریزش و کمی توی کیسه وَرزِش بده بعد خمیر ها رو  به ضخامت ۴ سانتیمتر با دست توی همون  کیسه ها  صاف کن و برای سه ساعت بذارشون در یخچال

بعد از اینکه دوران استراحت خمیر ها در یخچال تموم شد . اولین کاری که میکنی فر رو روی درجه ۳۵۰ فارنهایت  روشن کن . روی یک سطح صاف کمی آرد بپاش و خمیرت رو یکی یکی به  ضخامت  نیم سانت  باز کن و قالب بزن. در یک سینی با فاصله بچین و برای مدت ۱۲ دقیقه بذارش تو فر تا حاضر بشه . بیرون که آوردیش بهش  فرصت بده که حسابی خنک بشه. بعدم روشو با آیسینگ تزیین کن

معمولا این خمیر رو با قالب آدمک درست میکنند و مربوط میشه به کریسمس اما شما میتونی با هر قالبی که دوست داری و برای هر مراسمی که دلت میخواد درست کن  .

و با عشق تقدیمش کن به بچه های دنیا

با آرزوی  شادی ؛ آرامش و سلامتی برای تمام بچه های دنیا

تا دو شنبه دیگه پر از عشق و محبت باشی

Shortening*

Molasses**

Comments (13)

 

  1. goltappe says:

    Vaghean ziba bood. ham matlab va ham ahang. kheili khoobe ke har bar az tarighe in site ye mozoo’e jadid dastgiremoon mishe.

    mamnoon

  2. Nasim says:

    mersi kheili bamaze neveshti! aaaali bood!

  3. محمود says:

    مدرسه ما یه مدرسه قدیمی بود توی سرچشمه تهرون . خوب یادمه تو دوران دبستان وقتی نزدیک عید می شد برا بعضی از خونواده ها نامه ای می دادن که برا لباس عید بچه هائی که توان مالی چندانی ندارن لباس تهیه کنن . ما هم یه مبلغی رو براشون می بردیم اما مشکل اینجا بود لباسی که تهیه می شد همه از یه نوع و یه رنگ پارچه بود . اینجوری مشخص بود که مثلا فلانی لباس عیدش از کمک ها ی صورت گرفته تهیه شده . در نتیجه خود اون بچه ها اغلب احساس بدی بهشون دست می داد . یه بار یکیشون وقتی از دهن یکی دیگه شنید که لباسش … لباس رو جلوی همه ما پاره کرد . خاطره خیلی تلخی بود برام اما یهو زنده شد .شاد باشی

  4. manijeh says:

    Jigarete Beram ke por as asgie !
    Kash hameh mesle shoma budan. love, manijeh

  5. واقعا زیبا و تاثیر گذار نوشتی عزیزم. منم مثل امیدوارم که هر کدوم از ما جدا از فکرای اساسی، سعی کنیم با کارای کوچیک دل این کودکان رو شاد کنیم.
    شیرینی های عالی و خوشگلی شدن. تزئینشون هم خیلی خوبه.
    شاد باشی گلم.

  6. tahere says:

    وای خاله جونم گریم گرفت! یاد بچگی خودمون افتادم که عیدهارو، به عشق شما و شلکات! های خوشمزتون شروع میکردیم!

  7. markhan says:

    lili jan
    jalebe ke beduni az ammeye azizet dorost shabe salgardesh yad kardi . fekr konam ba in kar labkhandi ham be labe u neshandi
    be omide shadie hameye bacheha .

  8. sholokat says:

    kheili jaleb bood :) merci :)

  9. fati says:

    in dafe chand roozi dir residam sare sofre vali har joor bood khodamo resoondam kheli khlei khoob bood hatman dorost mikonam mer30

  10. ترلان says:

    سلام عزیزم
    این چیزی که نوشتی دقیقاً موضوعیه که از بچگی تو ذهن من بود… از همون موقعی که میدیدم بچه های همسن خودم و یا حتی خیلی کمتر تو خیابون اسفند دود میکنن… سیگار و آدامس و گل میفروشن … و هزار کار دیگه می کنن و هزار خطر آشکار و پنهان هم اینها رو تهدید می کنه
    البته تو دبی همچین چیزی نیس و من فقط تو تهران دیدم. ولی ظاهراً همین کم دیدن ها باعث شده هر بار که میبینم به شدت تکون بخورم و حس ترحمم تحریک بشه… بر خلاف بقیه که ظاهراَ دیگه عادت کردن!
    یادمه یه بار تو میدون انقلاب یه پسر بچه خیلی کم سن و سال کنار خیابون نشسته بود و یه ترازو گذاشته بود کنار خودش و هر کی میومد خودش رو وزن میکرد یه پول ناقابلی هم به این پسر میداد. جالبه که این پسر کنار همون ترازو بساط دفتر و مشقق رو باز کرده بود و. داشت تکالیفش رو انجام میداد……… یعنی قلبم آتیش گرفت این وضعیت رو دیدم
    از ته دلم براش دعا کردم و آرزو کردم تو آینده مزد این همه زحمت رو بگیره

  11. MARMAR says:

    وای خاله جون یاد عیدهای نوروز اون موقع ها افتادم که چقدر خونه شما و شیرینیهاتونو دوست داشتیم. چقدر بهمون خوش میگذشت همیشه خونتون اساسی حال و هوای عید داشت . همیشه هم حتما ازتون عیدی میگرفتیم. یادش بخیر.

  12. سمیه says:

    ممنون عالی بود …منو برد به دورانی که ازش دور افتاده بودم…وای کارکردن با این بچه ها اگر چه سخته ولی وقتی لبخندشونو می بینی یه چیزه دیگست…

Leave a Reply