مشکل انگشت من با دنیای تاچ

Lyla Owfi December 5, 2010 9
مشکل انگشت من با دنیای تاچ

وقتی که نوجوان بودم و جویای نام؛ عشق زدن گیتار بد به جونم افتاده بود برای همین دست بکار شدم و با حمایت خانواده و آمدن معلم گیتار وارد شاهراه هنر شدم اما به علتی که برات میگم موفق نشدم

بیشتر وقتها وقتی  که با گیتار  کُرد میگرفتم صدای  درستی ازش در نمیومد. با اینکه حسابی تمرین میکردم بازم اشتباه میشد تا اینکه معلمم به این نتیجه رسید که انگشتای من کمی تپله و گاهی روی سیم پایینی رو هم میگیره .  هر چه قدر که  این معلم بدبخت سعی کرد که با انگشتهای من کنار بیاد نشد که نشد. تا اینکه برای اینکه اون معلم از استرسی که موقع گیتار زدن من بهش دست میداد؛ جوون مرگ نشه تصمییم گرفتم  به همون چند آهنگ بسنده کنم و وسط شاهراه هنر دور در جا زدم و برگشتم  به همون دنیای معمولی خودم

گذشت تا رسیدم به جوانی و کار در آزمایشگاه بیوشیمی

در آزمایشگاه  باید تمام مدت با پیپت کار میکردم . و البته با حالت انگشتان من کنترل پیپت خیلی آسون نبود . مخصوصا زمانی که باید با اسید کار میکردم.  در آزمایشگاه هم وقتی که ريیس و معاون به همان نتیجه معلم گیتارم رسیدن تصمیم گرفتم که دیگه کار هایی رو دنبال کنم که خیلی با انگشتانم درگیر نشم.  بعد هم که چنان درگیر مسایل زندگی شدم که گیتارو پیپت و اسید سولفوریک  بکل از یادم رفت

بعد از چند وقت  تلویزیون  فینگر تاچ وارد  خونه ما شد ایندفعه  من آن چنان مشکلی برای

روشن و خاموش کردن تلویزیون نداشتم چون حساسیت آنچنانی نداشت

اما متاسفانه این صنعت تاچ نمیخواست کوتاه بیاد و همینطور خوش خوشک به  همه وسایل خونه سرایت کرد. با اونها هم کنار اومدم اما وقتی که پای تلفن های جدید اومد وسط دیگه کار خراب شد

یعنی هر کاری که من میخوام با این بد بخت انجام بدم   بقدر ی باید دقت کنم که بعضی وقتا بعد از زدن یک پیغام بی حال میوفتم . اینروزا هر کی رو نگاه میکنی تلفنش دستشه و با  انگشتش میکشه روش از این ور به اونور و ظاهرا هیچ مشکلی هم ندارن اما من اگه  میخوام وارد برنامه ای بشم ؛ اگر  نظرم  أپ پایینی   باشه باید بزنم روی اپ بالایی تا برنامه مورد نظرم باز بشه

خلاصه  مثل اینکه انگشتهای من خیال ندارن با دنیای تاچ کنار بیان

مثلا یک نمونه اش امروز بود که   میخواستم جواب محبت دوستی رو که برام با تلفن پیغام فرستاده بود بدم. از بس هیجان  زده بودم که بعد از  مدتهااین دوست منو پیدا کرده بود که  بیشتر حروفهام  بالا و پایین میشد و کلی ازم جون گرفت  تا پیغام رو فرستادم. همین باعث شد که  شام شب تبدیل شد به یک سالاد ؛ که اتفاقا خیلی مورد توجه اهل خانه قرار گرفت

موادی که برای «سالاد لوبیای تاچ » لازم داری

عشق                             بمقدار کافی

یاد دوستان                      به انداره تمام دوستان خوبت

لوبیا سیاه پخته *               یک فنجون

کرفس تر و تازه ریز شده       دو ساقه جونش

تخم مرغ پخته خُرد شده        سه تا درشتش

هویج نارنجی  خوش رنگ رنده شده    دوتا باریک و بلندش

پیاز چه جوان ریز شده  با ساقه اش      چهارتا

گوجه فرنگی تپل خُردشده                   دوتا متوسط خوبش

موادی که برای سُس سالاد لازم داری

آبلیموی تازه                         سه قاشق غذا خوری البته  من بیشتر میریزم تو خود دانی

روغن زیتون اعلا        ۱/۴ فنجون

خردل تند اگه دوست داری               یک قاشق مربا خوری

نمک و فلفل                هر چقدر صلاح میدونی

سیر نازنین له شده                               دوتا حبه درشتش

رنده پوست لیمو                    یک قاشق مربا خوری

در یک کاسه کوچک او ل سیر له شده رو بریز بعد روش آبلیمو ؛ روغن زیتون ؛ خردل؛ پوست لیمو؛ نمک و فلفل رو بریز و با چنگال بزن بعد روشو بپوشون و بذارش در یخچال تا با آرامش تمام مواد با هم کنار بیایند. حالا شما محبت  کن و در یک کاسه تمام موادت رو بریز و حسابی مخلوطشون کن بهترین روش به نطر من اینه که یک ساعت قبل از اینکه بخواهی سالادت رو سرو کنی سُسش رو

بزنی. چون در غیر اینصورت خیلی جالب نمیشه. وقتی سُسش رو زدی اونو با عشق در قشنگترین ظرف خونت بکش و در کنار اونایی که دوستشون داری نوش جان کن

گاهی دفتر تلفنت رو بیار و به کسانی که خیلی وقته بهشون زنگ نزدی زنگی بزن . یه جورایی دل آدم شاد میشه امتحان کن

تا دو شنبه دیگه لبخند رو لبات

چهار شنبه یادت باشه که عکسهای قسمت « نغمه منفی » کتابم رو در سفره اینترنتی فیس بوک ببینی

black bean*

9 Comments »

  1. faranak December 6, 2010 at 12:23 AM -

    Lili joon kolli khandidam va sad albateh lezzat bordam az in daastan :)) yadam bashe in dafe khoobe negah konam bebinam sehhat dareh ya na, chon tahala be in mozoo deghat nakardeh boodam :))

    merci as dastoor…in salad farda gharaareh dorost beshavad.

  2. fati December 6, 2010 at 12:37 AM -

    لی لی جون ممکنه که انگشتان شما با دنیای تاچ کنار نیاد ولی در دنیای غیر تاچ هنر های زیادی از این انگشتان ایجاد می کنید که خیلی دوست داشتی هستن

  3. لیلا December 6, 2010 at 3:49 AM -

    حرفات به دلم میشینه تو دنیای اسکرین تاچ بی انگشت نمونی.دلت شاد انگشتات فعال

  4. زهرا عرفانی December 6, 2010 at 5:48 AM -

    لیلا جون شما تو دنیای هنر به نظر من خیلی موفقی برای اینکه آشپزی یه هنر منحصربه فرده. و شما این هدیه رو دارید که بتونید خیلی عالی انجامش بدید و مهمتر از اون اینکه اون رو با دیگران هم قسمت میکنید.
    واقعا بهت تبریک میگم عزیزم.
    این سالاد هم پر از خوراکیهای دوست داشتنیه. احتمالا باید اینجا یه لوبیای دیگه جایگزین لوبیای سیاه کنم. به نظر شما بهترین گزینه چی میتونه باشه؟
    مرسی عزیزم.

  5. محمود December 6, 2010 at 8:47 AM -

    چه خوبه که فقط انگشتات کپلن . اگه مثه من هم انگشتات کپل بودن هم چشات کم سو چیکار می کردی . اونوقت هر اس ام اسی رو که می خواستی بدی کلی نگران می شدی برا کس دیگه ای اشتباهی نفرستاده باشی . ممنونم خبرم کردی و خوش باشی که لبخندی به لبمون می یاری . شاد باشی

  6. tarlan December 6, 2010 at 12:54 PM -

    fek nemikardam topolie angosht enghad stress ijad kone!!! :))
    albate man ham dastam bozorge va yejurayi hamin moshkelo daram! hamishe ham fek mikardam ke cheto mishe gitaro ba in deghat navakht! mage mishe ye angosht faghat ye sim ro begire??!?!??! chun male man 2-3 ta sim ro ham rad mikard! 😀
    be har hal be ghole bacheha, mohem ine ke too ashpazi va az un mohemtar too honare zendegi kolli honarmandi va moshkeli nadari!!!

  7. manijeh December 6, 2010 at 1:45 PM -

    Lili Jun,
    Jigare Angoshtate Berm ke azash honar mibareh. love,manijeh

  8. S December 7, 2010 at 1:01 AM -

    TAMAMIYE MAVAREDE BALA DOROST MIBASHAD :)

  9. ثریا December 23, 2010 at 3:50 PM -

    راستی یک سوال شما از کجا هستین منظورم کدوم کشوره
    چون فکر کنم که بشه برای سایتتون یک قالب فارسی در نظر گرفت از این قالب های آماده استفاده کردین ؟

Leave A Response »