Monthly Archives: April 2011 »
کاشیهایی برنگ عشق با حساسیت بهاری
چند دفعه برات پیش اومده که توی یک تصویر خاکستری و شلوغ یک دفعه چشمت به یک قسمت رنگی بیوفته که پر از رنگ و آرامش باشه؟ در شلوغی و هیاهوی خیابون سپه میون
Read More »چای هل و گلاب با سهراب
نزدیک اردیبهشته و من روزهاست که شعر های سهراب رو زمزمه میکنم راستش خیلی هم همه رو از حفط نیستم اما همون یکی دو تایی رو که بلدم یک حس خوبی بهم میده همیشه
Read More »اولین سرپیچی از ۱۰۰۱ آداب
ببینم تو چقدر مادر بزرگت رو دوست داری؟ من یکجورایی عاشق مادر بزرگم بودم و این عشق بقدری برام شیرین بود و این رابطه؛ زیبا که وقتی که خودم مادر شدم سعی کردم
Read More »به عشق تمام عاشقا
بعضی از آدمها عاشق بدنیا میان نمیدونم که این عده چه طرز فکری دارن که هر چه بی مهری هم ببینند بازم از محبت و عشقشون کم نمیشه تو؛ توی فامیلت ؛ خونواده ات
Read More »








