لذت آبپاشی به بهانه برگ ریحون

Lyla Owfi July 9, 2012 22
لذت آبپاشی به بهانه برگ ریحون

 

اگه قول بدی که بهم از اون جوابهای کلیشه ای ندی ؛ چند تا سوال ازت دارم

چقدر خودت رو درگیر کارها و مشکلات زندگی کردی ؟

آخرین بار که سرت رو بالا کردی و آسمون  رو دیدی کی بود ؟

آخرین بار که چشم اندازت یک باغچه قشنگ بود کی بود ؟

اصلا اینا بکنار آخرین بار که بقول قدیمی ها تو دلت قند آب کردن کی بود؟

سوال من در مورد لذت بردن از اتفاقهای کوچیکه ؛ مثل لذت بردن از آبپاشی

اول از همه بگم که برای لذت بردن  از آبپاشی ؛ لازم نیست که خودت باغ و حیاط داشته باشی نه  میتونی مثل من با آبپاشی  یک گلدون سبز هم به  همون نتیجه برسی بشرطی که بخواهی

از همون  آبپاشی هایی که گاهی  یواشکی پاتو از توی دمپاییت در بیاری و روی چمن خیس بذاری و لذتش رو با تمام وجود حس کنی

.از همون آبپاشی هایی که از کنار سر شیلنگ به سر و روت آب بپاشه و تو  احساس تازگی کنی

از همون آبپاشی هایی  که  وقتی خاک دور بوته های گل از خشکی  گرما دم کرده و ترک خورده با رسیدن آب رنگ عوض کنه و تازه بشه

از همون آبپاشی هایی  که  داری با شلنگ آب میپاشی ؛ یک پروانه  خوشگل بالای قوس آب برات دلبری کنه و  دل تو رو با خودش ببره

از اون آبپاشی هایی که وقتی روی سطح دم کرده حیاط میریزه و بوی نم خاک بلند میشه تو رو با خودش میبره به خونه خاطره ها همون خونه ها که آدماش همه با هم مهربون بودند و اسم بزرگتراشون رو با پسوند و پیشوند های محترمانه صدا میکردند و بزرگترها هم رسم بزرگتری رو میدونستند

از اون آبپاشی هایی که وقتی تموم میشد   شیلنگ رو میانداختن توی حوضی که توش چند تا ماهی قرمز بود و دورش گلدونهای شمعدانی برای اینکه  یک کم از حوض لبریز بشه و توی پاشویه  کنار حوض بریزه

حالا چرا من امروز از در آبپاشی وارد شدم ؟

گل و گیاه همیشه یک حس خوبی به من میده و همیشه اون گوشه خونم که برگ سبزی هست رو بیشتر از بقیه جاها دوست دارم
یکی از کارهایی که وقتی بی حوصله هستم انجام میدم پاک کردن برگهای سبزه
دیروز هم از همون روزا بود و منم داشتم برگها رو با پارچه خیس پاک و بعدم روشون رو آب  اسپری میکردم

 تمام مدت پاک کردن برگها حس مادری رو داشتم که داره موهای بلند دخترش رو میبافه و براش از گذشته های شیرین میگه و تمام اون صحنه های آبپاشی که برات نوشتم به ذهنم آمد

جالبه که تمام این حس های خوب با یک گلدون به من منتقل شد . نه باغی بود و نه باغچه ای برای همین  دیدم بد نیست با تو هم این حس خوب رو شریک شم . بهت توصیه میکنم که امتحان کنی

این هفته  دستور یک ماست خیلی خوشمزه رو برات دارم که  توش  برگ  ریحونیه که محصول  گلدون کوچکم است

موادی که برای « ماست لذت خاطره ها » لازم داری

عشق                                         بمقدار کافی

لذت بردن از ثانیه ها                    به اندازه تمام ثانیه هایی که تا بحال از دست دادیم

ماست آبرفته                                        یک کاسه متوسط

سیر نازنین له شده                                 یک  حبه خوبش

 کرفس ریز شده                                   دو ساقه جوان

ریحون این بهانه ماست من                       یک مشت که خوب ریز کردیش

روغن زیتون اعلا                                  دو قاشق غذا خوری ( من بیشتر میریزم )

گل سرخ خشک                                   یک قاشق غذا خوری

نعنا خشک                                        مجددا یک قاشق غذا خوری

نمک و فلفل                                       هر چقدر صلاح میدونی

بهترین؛ سریعترین و تمیز ترین  روش درست کردن ماست آبرفته رو میتونی در صفحه   ۵۱  کتابم « مواد لازم : عشق  بمقدار کافی » پیدا کنی

اول از همه دریک کاسه زیبا ؛ سیر له شده رو بهمراهی نمک و فلفل و روغن زیتون بریز و بذارشون کنار تا با هم به تفاهم برسن . به انداره ای که شما خرد کردنی ها رو خرد کنی . سیر عزیز و دوستان هم به تفاهم میرسن . تمام مواد رو با هم مخلوط کن کمی بچش اگه که مزه اش خوبه در قشنگترین ظرف خونت بریز و با عشق در کنار اونیکه دوستش داری نوش جان کن

.تا دوشنبه دیگه اگر گلدون سبزی تو خونه داری به روشی که گفتم تمیزش کن و یادی از تمام خاطرات خوبت کن

برای رسیدن به سفره اینترنتی فیس بوک اینجا کلیک کن 

 

22 Comments »

  1. هانیه July 9, 2012 at 1:42 AM -

    منم همین حس مادری که گفتین رو نسبت به گلدون هام دارم..باهاشون حرف می زنم و نازشون می کنم..البته مال من گل هستن و تا حالا موفق به کاشت سبزی نشدم و خیلیییی هم دلم می خواد که یه روزی به این آرزوم برسم
    لیلا جون منو بردی به دوران کودکیم.. وقتی که مامان اینا هنوز توی خونه ویلاییشون بودن و حیاطی داشتن و باغچه هایی که مامانم با عشق اونا رو سر و سامون می داد…غروب که میشد همه عشقم این بود که برم و آب بدم به باغچه ها…یه تیکه ای که زیر گل یاس می رفتم همه موهام پر از شکوفه های خشکش می شد و و منم کیففف می کردم…. سرتا پا خیس می شدم و بوی خاک نمدار می گرفتم و کیف می کردم..هنوزم وقتی بارون میاد و بوی خاک بارون زده بلند میشه روحم پرواز می کنه… شلنگ و آبپاشی باغچه ها و گلدونای مامانم و بعد آب ریختن روی تراس خونه مون به بهانه تمیز کردن خاکهاییی که از آب دادن گلدونا روش ریخته بود قشنگ ترین کارهای اون روزای من بود….به تمام معنا عشق می کردم و هنوزم آرزوی همچین کارایی رو دارم ….
    زنده باشی و عاشق که همیشه اینجا بهم آرامش می ده و ندیده خیلی دوست دارم عزیزم
    این ماست هم که عالی و عالی و عالی

  2. Lyla Owfi July 9, 2012 at 2:11 AM -

    هانیه عزیزم چقدر خوشحالم که پست ایندفعه تو رو برد به دوران خوش بچگیت
    همیشه از کامنت های پر از انرژی مثبتت شاد میشم
    در ضمن بهت توصیه میکنم یک گلدون کوچولو سبزی بکار خیلی کیف داره
    شاد باشی و پر از عشق

  3. fati July 9, 2012 at 2:29 AM -

    مثل همیشه عالی و پر از خلاقیت شاد و سلامت باشید با چشم اندازهای زیبا همیشه

  4. تستر کوچیکه July 9, 2012 at 2:51 AM -

    آخی چه قشنگ بود :) من همین دیشب بود که با لذت آسمون رو نگاه میکردم
    چه ماستی به به تو این گرما
    :*

  5. بانوی مهر July 9, 2012 at 3:02 AM -

    ای جانم لیلا. خوشحالم وقتی یک آدم مثبت نگر تو این وبلاگستان پیدا می کنم تو این دنیای پر درد امروزه . یکی دیگه شم خودمم به شرطی که البته چیزی پیدا نشه حالمو بگیره که اونم ایراد از منه که اجازه می دم حالمو بگیرن . یکیشم یکی از دوستان عزیزم و همشهریمه که دلم می خواد آدرسشو بهت بدم تا یکی دیگه رو هم بشناسی که اون هم مثل ما عاشق زندگیه و از کوچکترین چیز ها لذت می بره. http://gistela.blogfa.com/
    —-
    خوب ، درگیر مشکلات زندگی خیلی زیادم این جواب سوال اول . ج.اب سوال دوم چند دقیقه قبل از باز کردن وبلاگ تو . جواب سوال سوم یادم نمی یاد و جواب سوال چهارم دیشب که وقتی تو تخت بودم دخترکم یواش آمد بالای سرم و دستگیره ای که خودش دوخته بود رو به مامانش کادو داد…. اون لحظه پر از زندگی شدم. پر از عشق و طراوت….
    دوست خوبم من هم از تمام اتفاقات کوچک لذت می برم و تمام سعیم رو می کنم که این طور باشم…. می بوسمت

  6. Lyla Owfi July 9, 2012 at 3:15 AM -

    ممنون از تو فاطی عزیزم
    شاد باشی

  7. Lyla Owfi July 9, 2012 at 3:17 AM -

    به به تستر عزیز کاش یاد منم بودی ؛ البته منم چند شب پیش که مهتاب بود حسابی از خجالت آسمون در اومدم
    شاد باشی

  8. Lyla Owfi July 9, 2012 at 3:22 AM -

    بانوی مهر عزیز
    چقدر قشنگ نوشتی بعدم اون کادوی دخترت تو دل منم قند آب کرد دیگه چه برسه به خود شما
    امیدوارم که همیشه از ثانیه ها ت لذت ببری و سر شار از عشق باشی
    خیلی ممنونم از محبتت و
    ممنون از معرفی بلاگ دوستتون حتما سر میزنم
    شاد باشی

  9. Maryam Ghajar July 9, 2012 at 8:07 AM -

    merci Lyla jun. kheili ziba neveshtin. love

  10. Lyla Owfi July 9, 2012 at 8:09 AM -

    ممنون مریم جان
    شاد باشی عزیزم

  11. soheilanosrati July 10, 2012 at 10:30 AM -

    merci az zahematetoon aliest

  12. Niloufar July 10, 2012 at 7:11 PM -

    ليلى جان با سلام وتشكر فراوان …. مشكلات كه در هر زندگى به نوعى وجود دارد، فقط مدلهاش متفاوت است ولى شكر خدا هر بهانه قشنگى ميتواند دليلى براى شادى و لذت بيشترى از زندگى باشد و من هم سعى ميكنم اين فرصتها را از دست ندهم، راستش كاهى پيش خودم فكر ميكردم بيش از حد نرمال است ولى حالا با خواندن كامنتهاى ديگران فهميدم كه خانمهاى احساساتى كم نيستند و از اين موضوع خيلى خوشحالم، ميبوسمتان و باز هم ممنونم، …

  13. Lyla Owfi July 11, 2012 at 9:43 AM -

    ممنون از شما سهیلا جان
    شاد باشی

  14. Lyla Owfi July 11, 2012 at 9:46 AM -

    نیلوفر جان به نظرم من همه این حس رو دارند اما باید گاهی بیاد هم بیاریم که فرصت خیلی نیست
    بهتره که نهایت استفاده رو از لحظه ها بکنیم
    شاد باشی عزیزم

  15. manijeh July 11, 2012 at 1:33 PM -

    Mesle Hamishe Siba minevisi lili jun. Dastan Haye Kotah Ci Shod Lili Jun?

  16. Lyla Owfi July 12, 2012 at 1:59 AM -

    منیژه جون ممنون از محبت همیشگی شما
    راستش مشغول دو تا کارم امیدوارم که بزودی تموم بشه ممنون از تشویق هاتون
    میبوسمتون

  17. manijeh July 13, 2012 at 12:32 PM -

    Lili Jun,
    I am happy that you started. you are very very talented writer. Hope to see your books in the market soon.
    love,

  18. Lyla Owfi July 14, 2012 at 1:36 AM -

    ممنون منیژه جون عزیزم

  19. simin shirdel July 15, 2012 at 3:16 AM -

    چه حس قشنگی برای زنده بودن و زندگی کردن میدی … به نظر من پر از سعادتی که می تونی یه عده ای رو به این روش دلگرم کنی … نوشته هاتم مثل خودت دوست داشتنی اند … توی این گرمای تهران دلم آب پاشی باغچه رو خواست که ندارم دلم توي آپارتمان کوچکم گرفته و از گرما دنبال شلنگی هستم تا خودم و خیس کنم و خنک بشم خودم نه دلم خنک بشه

  20. Lyla Owfi July 15, 2012 at 7:54 AM -

    سیمین جان شماکه حسابی منوشرمنده کردی
    ممنونم از محبتت عزیزم امیدوارم که شیلنگ رو هر چه زودتر پیدا کنی قبل از اینکه به مرحله جوش برسی
    شاد باشی عزیزم

  21. leili July 16, 2012 at 8:24 PM -

    برای من این سفره اینترنتی بهانه ای که بیام و نوشته های پر از عشق شما را با لذت تمام بخوونم هر چند که ممکن این غذا را هم درست نکنم….من از شما ممنونم که مثل بارون هستید و می بارید و می بارید…شادی اتان برقرار و عشق اتان همیشگی

  22. Lyla Owfi July 17, 2012 at 1:33 AM -

    لیلی عزیزم شما به هر بهانه که به سفره اینترنتی سر بزنی مهمان عزیز این سفره هستی
    یکدنیا ممنون از کامنتهای پر از مهرت
    شاد باشی عزیزم

Leave A Response »