کتابت را جا بگذار

Lyla Owfi October 17, 2011 11
کتابت را جا بگذار

اگر  بهت بگن از تمام اسباب زندگیت به اندازه دوتا چمدون ۲۳ کیلویی میتونی انتخاب کنی چه چیزایی روانتخاب میکنی؟

اگر خیلی آدم قانعی باشی و فقط یک چمدون رو به وسایل مورد نیازت  مثل کفش و لباس اختصاص بدی یک چمدون دیگه رو توش چی میریزی؟

فکر نکنی که قاطی کردم و دارم سوال های بی ربط ازت میپرسم. این اتفاق چندین سال پیش برای من افتاد وقتی که قرار شد برای زندگی به یک کشور دیگه برم البته اون زمان میتونستی هر چمدونی که میبری ۳۰ کیلو باشه که به نطر من بازم کم بود

وقتی که نوبت به انتخاب میرسه میبینی که همه وسایلی که هر روز با هاشون سر و کار داشتی رو دوست داری دلت میخواد با خودت ببریشون شاید فکر میکنی بهت اطمینان خاطر میدن

اول از همه یک سری عکس از کسایی که دوستشون داری . یکی دوتا از اسبابهایی که دوست داری رو هم که بذاری دیگه جا نداری چند بار وسایل رو با هم عوض میکنی اما در نهایت مجبوری که از خیلی هاشون دل بکنی و این اولین قدم برای مهاجرته یعنی دل کندن 

تنها موردی رو که بدون وزن و اندازه میتونی با خودت ببری دلتنگیه و دلهره از زندگی جدیدِ

هیچوقت حالتی رو که روبروی کتاب خونه ام ایستاده بودم رو یادم نمیره هنوز چند تا کتاب نخونده داشتم اما هر چی حساب کردم  دیدم نمیشد ببرمشون و نبردم همه کتابها داخل کارتن شدند و  رفتند گوشه انباری .همیشه دلم برای اون کتابها میسوخت

عشق به خوندن باعث شد که خوش خوشک در محل جدید هم یک کتابخونه از کتابهایی مورد علاقه ام داشته باشم

هفته پیش همون طور که داشتم کتابخونه ام رو مرتب میکردم و سعی داشتم که کتابها رو هر جور شده در اون جا بدم گفتم : فایده اینکه این کتابها اینجا بمونن و خاک بخورن چیه کاش میشد منم

Book Crossing

رو راه میانداختم یا « کتابت را جا بگذار » همون ایده ای که  الان در ایتالیا و فرانسه کلی طرفدارشن . کسانی که این عمل رو انجام میدن کاری به پولی که بابت کتاب دادن ندارن فقط دوست دارن که کسان دیگری هم این کتاب رو بخونن

این حرکت به این صورته که  شما کتابی رو که خوندی در یک جای عمومی میذاری و توش مینویسی که من این کتاب رو خوندم حالا میذارمش برای تو . اگر تو میخونیش برش دار و هر جا که تمومش کردی همون جا بذارش تا کسی دیگری هم اونو بخونه . به این ترتیب کتاب ها دست به دست میچرخند. البته یک سایت هم برای این کار هست که تو میتونی عضوش بشی . در فرانسه تعداد این کتابهای در گردش  به ده هزار تا رسیده . این حرکت به بیشتر جاهای دنیا رسیده . مجموعا حدود  دو میلیون و پانصد کتاب در کل دنیا در گردشه .هدف این برنامه اینه که دنیا  تبدیل به یک کتابخونه بزرگ بشه

خیلی این ایده رو دوست دارم اما مشکل من این بود که کتابهام بیشترش به زبان فارسی بود ومسلما در اینجا که من زندگی میکنم  شانس اینکه یک فارسی زبون برش داره کم بود . برای همین تصمییم گرفتم  تعدادی از کتابها  که حدود پنجاه تا بود رو بدم  به کتابخونه نزدیک خونمون . چقدر از این کار خوشحال شدم چون دیگه میدونستم شانس این کتابها بیشتر از کتابهای هستند که دارن توی انباری خاک  میخورن.با اینکه کتابهامو خیلی دوست داشتم اما بعد از این کار یک حس خوبی داشتم

 دلم میخواد که یک روز ی منم یک سهمی در این ایده داشته باشم و کتابی رو که دوست دارم  یک جا بذارم .خدا رو چه دیدی شاید روزی تو کتابی  که من جا گذاشتم رو برداشتی  

اونروز بخاطر کتابها و  بردنشون به کتابخونه  وقت زیادی برای تهیه شام نداشتم بنابراین  رفتم سراغ درست کردن یک سالاد با امکاناتی که در  یخچال داشتم اتفاقا خیلی هم خوشمزه و خوشگل شد برای تو هم مینویسمش  امتحان کن

موادی که برای سالاد «عشق کتاب »لازم داری

عشق                                بمقدارکافی

عشق خوندن کتاب                به اندازه تمام کتابهای خوب دنیا

انبه درشت رسیده                   یکی اما  خوبش

آوُکادو  خوش خوراک                دوتا متوسطش

لوبیای سیاه                            یک قوطی کنسرو

پیاز چه های جوان و شاداب           شش تا هفت ساقه

آب لیموی تازه                         دو قاشق غذا خوری

روغن زیتون اعلا                           یک چهارم فنجون

نمک و فلفل                               هرچقدر که دوست داری

شما محبت کن  لوبیا ها رو بریز در یک آبکش تا کاملا آبش بره

 آوُکادوهای سبز عزیز  رو با دقت پوست بگیر و هر جور که دوست داری خُردش کن . پوست  انبه رو بکن و با سلیقه به چهار گوش های ریز خرد کن .در یک کاسه خوشگل لوبیا سیاه رو بریز و آوُکادو هارو بریز روشون . اول یک کم نگاه کن ببین عجب این دو رنگ با هم قشنگن اما اگر رنگ زرد انبه رو هم به جمع این دوستان اضافه کنی دیگه رنگ آمیزی فوق العاده میشه . حالا نوبتی هم باشه نوبت پیاز چه های جوانه . اونارو هم که به اتفاق ساقه سبزش خُرد کردی به جمع اضافه کن و بعد از اینکه آبلیمو ؛ روغن زیتون ؛ نمک و فلفل  رو ریختی  خوب مخلوطشون کن  فقط یادت باشه سُس این سالاد روهمون موقع که میخواهی سر میز ببری بریز ی

سالاد رو  در یک ظرف قشنگ بریز و در کناری کسی که دوست داری نوش جان کن

تا دوشنبه دیگه سفره ات پر از برکت  باشه

برای دیدن سفره اینترنتی فیس بوک اینجا رو کلیک کن 

11 Comments »

  1. منیر October 17, 2011 at 4:31 AM -

    من هم خیلی خیلی دوست داشتم این طرح کتابت رو جا بذار تو ایران بود یا من هم جز این طرح جهانی بودم :)
    سالاد عشق کتاب هم باید خوشمزه باشه. ممنون

  2. leili October 17, 2011 at 7:57 AM -

    che kare ba arzeshi kardid…v cheghdr khoobeh ke shoma enghdr ahle motaleed, man ham en kara kheili dost daram, ama stress darsam nmizareh ke motalee dashte basham…shayadam tanbalii!!!
    kholase ke ye dast marizad be en bakhshandegiton…:D

  3. Shiva October 17, 2011 at 9:44 AM -

    Lyla Joon; cheghadr kar khoobi pishnahad kardi. man aksaran ketabam ro bakhodam mibaram, va vaghti tamoom mishe be digaran pishnahad mikonam. Ama in kari ro ke gofti, energy ziyadi ro be man dad, va tasmim gereftam hatman anjaamesh bedam. Merci az dastanhaye khoobet.

  4. fati October 18, 2011 at 3:16 AM -

    سلام، دیروز به خاطر مریضی نیکی نتونستم بیام سر سفره ، ولی خوبی این سفره اینکه جمع نمیشه و هروقت که بیایی مطالب و دستور غذاهاش تر و تازه از آدم پذیرایی می کنند ممنون

  5. S October 20, 2011 at 5:53 AM -

    :) ideaye kheli khobiye

  6. Nasim October 20, 2011 at 2:46 PM -

    خیلی ایده جالبی هست. من قبلا در موردش شنیده بودم. کاش که میشد اینجا هم انجام داد. من نتونستم خیلی از کتابهائی رو که دوست داشتم با خودم بیارم. به خاطر همون ۲ تا چمدون که کلی چیزهای دیگه باید با خودم میاوردم. فکرش رو بکن الان ۲ تا چمدون شده یه چمدون. باید با یه چمدون کوچ کرد! آخه شدنیه؟؟؟

  7. شاپرک October 30, 2011 at 2:31 PM -

    لیلا جون خیلی ایده جالبیه تا حالا نشنیده بودم
    نمیدونم تو کشور ما چقدر این کار میتونه موفقیت آمیز باشه به امید روزی که …
    وای از این سالاد دلم خواست اینجا ساعت ده شبه

  8. لیلا October 31, 2011 at 5:56 AM -

    ایده هایی که مطرح میکنی بینظیره لیلاجونم تو وبم خواهم گفت

  9. katayoon November 7, 2011 at 12:19 PM -

    az khoondanesh lezat bordam.heset ba man yekie.hamishe ketabam baram aziz tarin khateratam boodan va hastan.dar morede ideii ke gofty vaghean kare jalebi hast.injoori hamishe tahe delet ye hese khoob dari ke ketabat tanha nemimoonan va barha o barha khoonde mishan.

  10. برشتوک October 11, 2012 at 12:42 PM -

    لیلا جان عادت کردم به خوندن داستانهای قشنگت یه حس خوب توی همشون هست که من دوستش دارم من تمام خاطراتم رو مینویسم نمیدونم 10 تا سر رسید پر شده از نوشته هام شاید هیچ وقت هیچ کس یا حتی خودم هم نخونمشون ولی با نگاه کردن به نوشته هام که توی دو تا کار تون گذاشتمشون قلبم تند تند میزنه خاطرات شماهم جالبه و این قلب مهربونی که دارید منتظر شما هستم هم برای دستورات اشپزی قشنگت هم برای خاطرات زیبات تا بعد خدا حافظ

  11. Lyla Owfi October 11, 2012 at 2:14 PM -

    برشتوک جان
    یاد آوری خاطرات به من انرژی مثبت میده فرقی هم نداره خوب باشه یا بد
    خوشحالم که از نوشته هام خوشت میاد
    از لطف و محبتت ممنونم
    شاد باشی عزیزم

Leave A Response »