Archive for the Food غذای اصلی Category
Posted on April 16, 2012 by Lyla Owfi
چند وقت پیش دوست عزیزی برام ایمیلی رو فوروارد کرد که متاسفانه بعلت اینکه سرم خیلی شلوغ بود ؛ همونطور باز نشده در کنار بقیه ایمیلهای فورواردی موند دو روز بعد که بطور اتفاقی دیدمش ازم پرسید ایمیل خوشبختی رو که برات فرستادم خوندی؟ با مِن و مِن گفتم :راستش نه ؛تو که شرایط الان منو [...]
Continue Reading
Posted on February 20, 2012 by Lyla Owfi
سالهاست که در ایام مدرسه روزی چهار بار وقتی که پشت چراغ قرمز میایستم میبینمش مهربون وشاد همیشه خنده رو لبشه و همینطور که علامت ایست رو جلوی ماشینها گرفته با شادی همراهِ دانش آموزان کوچکی میشه که میخوان از وسط خیابون رد بشن مجسم کن روز های گرفته و سرد ؛ صبح زود که [...]
Continue Reading
Posted on December 26, 2011 by Lyla Owfi
هر شغل و حرفه ای آدم خوش اخلاق و بد اخلاق داره حتی بابا نوئل قبول نداری برات میگم حدود یکماه مونده به کریسمس توی تمام مراکز خرید بنا به بودجه و حال مرکز خرید یک گوشه رو دکور بندی میکنند و یک صندلی برای بابا نوئل میذارن و بچه ها با مادر وپدر صف [...]
Continue Reading
Posted on December 12, 2011 by Lyla Owfi
یکی از کارهای وحشتناک توی خونه اینه که شما با اسباب و اثاثیه بخواهی درو دیوار رو رنگ کنی حتما این تجربه رو داشتی . واقعا سخته و از اون سختر اینکه عده ای که برای اینکار میان خیلی خوش قول و زرنگ نباشن اونوقته که آدم هر چند ساعت یکبار به نقطه جوش میرسه [...]
Continue Reading
Posted on November 20, 2011 by Lyla Owfi
وقتی که من هفت یا هشت سالم بود خانمی برای کمک به خانه ما اومد که سالهای سال با ما موند حتی زمانی که ما از شهرش رفتیم او هم ترک دیار کرد و با ما آمد و برای همیشه پیش ما ماند شاید اگر بهت بگم که این موجود نازنین چقدر برای ما [...]
Continue Reading
Posted on November 7, 2011 by Lyla Owfi
چندین و چند سال پیش وقتی که برای اولین بار به موزه مادام توسوی لندن رفتم واقعا از هیجان داشتم میمردم باور کردنی نبود که آدمهای معروف دنیا بقدری طبیعی شبیه سازی شده بودند که تو فکر میکردی که واقعا خود ملکه انگلیس یا التون جانِ که پهلوت ایستاده همینطور که با هیجان بالا از [...]
Continue Reading