خورشت کاری برای هیئت مدیره شرکت هواپیمایی ک ال ام

Lyla Owfi May 2, 2010 16
خورشت کاری برای هیئت مدیره شرکت هواپیمایی ک ال ام

ببینم میونت با خورشت کاری یا کلا غذاهایی که با ادویه های  معطر درست میشه چطوره؟

من گاهی دوست دارم اما بشرطی که وقتی هوس میکنم یا خودم درست کنم یا برم رستورانهای خوب هندی که ماشاالله در تمام دنیا کم نیست. خوب این خوبه ؛اما اگر این غدا در یک جای تنگ ؛ با موزیک متن جیغ چندین بچه که شیفتی جاشونو عوض میکنن ؛ خورده بشه فکر نمی کنم که خیلی  بهت خوش بگذره ؛ همونطور که بمن نگذشت

حالا برات میگم که چی شد

خودت بهتر از من میدونی که اینروزا بیشتر هواپیما ها چقدر  صندلی هاشون تنگه ؛ خوب این از شروع مسافرت؛ در همسایگی من و دخترم که صندلیهای وسط و کنار پنجره رو گرفته بودیم؛ یک خانواده هفت نفری بودند که دوتا شون دوتا بچه بودند که یک ضرب یکیشون گریه میکرد و اون یکی دیگه با داد از صندلی و سر کول مادر بزرگ و پدر بزرگش بالا میرفت. یکی از  اعضای این خانواده شلوغ هم صندلی کنار من نشسته بود؛ خوب این خانواده عزیز دایم بلند بلند با هم حرف میزدند و خلاصه جاشونو عوض میکردند و و و و

وقتی که مهماندار غذا رو آورد و سوال کرد : پاستای سبزیجات یا کاری با گوشت ؟ چون من  در سفر قبل خاطره خوشی از پاستا  نداشتم ؛پس ترجیح دادم که  گوشت رو بگیرم ؛اول  از باریکی ظرف تعجب کردم  یعنی دقیقا یاد جامدادی بچه هام در زمان مدرسه افتادم؛ جامدادی هایی که فلزی بودند و باریک و نه چندان بلند که همیشه با جادادن خط کش در اون مشکل داشتن… روکش   غذا رو که برداشتم ؛ چنان بوی ادویه قوی زد زیر دماغم که اصلا جات خالی نبود؛ یک سوم  این ظرف باریک و کوچک رو دوسه تکه گوشت ریز تشکیل داده بود و دو سوم بقیه رو برنچ  که با  مقداری نخود و تخم مرغ پخته  مخلوط شده بود  .اما چون خیلی گرسنه بودم ؛ تصمیم گرفتم که لوس بازی رو بذارم کنار و در آرامش و سکوتی که موقتا بخاطر خوردن غذا در هواپیما پیش آمده بود غدا رو با لذت بخورم

. هرچه سعی کردم که بعد از قاشق اول ادامه بدم نشد.به دخترم نگاه کردم دیدم که پتو رو تا زیر چشمش کشیده و کلا قید غذا رو زده… کلی منبر رفتم که این کار درست نیست و باید لوس بازی رو بذاری کنار و و و

؛اما خودم هم کم آوردم و در غذا رو گذاشتم و رفتم سراغ سالاد؛ اونم مقدار زیادی بلغور بود با دقیقا سه برگ اسفناج ؛ خشک ؛خشک ؛ هر چه هم سینی رو زیرو رو کردم خبری از سس سالاد نبود. خوب تکلیف سالاد هم معلوم شد . دسر هم که هیچی بقدری شیرین بود که  فکر کردم اگر با این شکم گرسنه بخورمش قطعا به مقصد که رسیدم باید آزمایش قند بدم ؛ با اینکه سابقه قند  هم ندارم. خلاصه دردسرت ندم  به نون کوچولو ی توی سینی اکتفا کردم و تصمیم گرفتم که بخوابم.  و در ضمن سعی کردم که چشمم هم به دخترم  نیوفته ؛ چون بعد از اون همه سخنرانی راجع به غذا نمی خواستم ازم بپرسه که پس چرا چیزی نخوردی؟

همونطور که داشتم خودم رو آماده میکردم که بخوابم ؛ دیدم که  مادرخانواده ای که برات تعریف کردم ؛ بلند شد و از بالای سرشون دوتا ظرف در دار در آورد و شروع کرد به تقسیم چیزی شبیه کو کو بین خانواده اش ؛ بعدم از ظرف بعدی نون و در آخر هم یک شیشه بزرگ سسی قرمز ؛ که وقتی درش رو که باز کردند ؛ چنان بوی ادویه ای زد بیرون که؛ یک ان حس کردم ؛ تمام داخل سرم کوران باد شده…

کل خانواده شروع کردن با اشتهای زیاد برای خودشون ساندویچ درست کردن و همسایه بغل دستی من هم شروع کرد با اون سس قرمز (که حالا   کاملا میدونستم که حسابی باید تند باشد ) غنی سازی  ساندویچش  …همونطور که داشتم با دل ضعفه کنار میومدم ؛ چشمام گرم شد و خواب دیدم که در کوچه پس کوچه های دهلی  دارم راه میرم و از تمام  خونه ها بوی  کاری میاد و من گرسنه ؛ بدنبال یک تکه نانم ؛ و درست در زمانی که داشتم از کسی یک تکه نان میگرفتم ؛ چیز ی محکم خورد تو سرم .. با وحشت از خواب پریدم و متوجه شدم که پسر کوچک خانواده برای پدرش که پهلوی من نشسته نون پرت کرده که از شانس من خورد تو سر من … شاید باور نکنی ؛ اما عین واقعیته.

خلاصه که اصلا جات خالی نبود ؛ پرواز طولانی با شکم خالی و صندلی تنگ و همسایه هایی با انرژی بالا

اینقدر از غذای هواپیما شاکی بودم ؛ که بعد از چند روز که خواب و خستگیم میزون شد تصمیم گرفتم که یک خورشت کاری اساسی برای خودم درست کنم ؛ و جبران غذای افتضاح هواپیما رو بکنم.

تو هم امتحانش کن ببین هم آسونه هم خوش مزه کاش میشد برای هیئت مدیره ک ال ام هم یه ظرف میفرستادم تا بفهمند که  خورشت کاری یعنی چی ؛ و به شرکت طرف قرار داد غذا نشون بدن ؛ که یاد بگیرن که هرچی دم دستشونه ندن بخورد مسافر بدبخت

موادی که برای خورشت کاری تند و تیز لازم داری

عشق                                                  بمقدار کافی

سینه مرغ بدون استخون و پوست                      سه تا تکه

روغن مایع                                               دو قاشق غذا خوری

سیر عزیز                                                  دو حبه

قارچ                                                      یک فنجون اما ریز شده

پیاز                                                      دو تا متوسطش

فلفل قرمز و سبز                                        از هر کدومش یکی اما تند و تیزش

رب گوجه خوشرنگ                                   یک قاشق غذا خوری

فلفل سیاه                                              اگه اهل سوختنی زیاد بریز؛ من دو قاشق غذا خوری میریزم

پودر کاری                                             یک قاشق غذا خوری لطف کن بیشتر نریز چون طعمش بد میشه ؛ یادت باشه که تندی خورشت کاری به فلفله که میریزی نه پودر کاری

آب مرغ                                                یک فنجون

خامه                                                   نصف فنجون

نمک                                                   هر چقدر دوست داری

گشنیز ترو تازه  خرد شده                         یک کم برای خوشگل کردنش

مرغهای نازنین رو به تکه های کوچک تقسیم کن ویک ماهیتابه خوشگل رو بذار روی حرارت متوسط و روغن رو بریز توش و بذار تا گرم بشه قبل از اینکه روغنت بسوزه سیر های نازنین رو که با عرض معذرت له کردیم  بهمراهی پیاز خرد شده بریز و گاهی هم همی بزن و بذار تاپیاز کمی نرم بشه در این مرحله مرغها رو اضافه کن و بعضی وقتها هم پشت و روش کن تا رنگش کمی قهوه ای بشه. آلان نوبت قارچ و فلفل هاست  که حسابی ریزشون کردی ؛ حواست باشه دونه هاشو بریزی دور ؛اونا رو هم بسلامتی اضافه کن و کمی که گذشت ؛ رب گوجه رو بریز که رنگی به این جمع بدی.

بعدش پودر کاری رو با فلفل  و آب مرغ بهش اضافه کن و بعد بسلامتی

درش رو بذار و زیرش رو کم کن ؛گاهی همش بزن تا جا بیوفته . آلان در این مرحله که بوی خورشتت بلند شده ؛  اگه چشمتو ببندی و در یک جای ناراحت بشینی ؛ فکر میکنی که در هواپیما ی ۷۴۷ ک ال ام نشستی

خورشت  که کاملا جا افتاد و شما هم لطف کردی و چشیدی و همه چیزش میزون بود ؛ خامه رو بریز و هم بزن و زیرش رو خاموش کن

امیدوارم که پلو یادت نرفته باشه حالا با عشق به مقدار کافی خورشت رو در قشنگترین ظرف خونت بریز و روشو با گشنیز خرد شده تزیین کن و در کنار تمام کسانی که دوستشون داری توش جان کن.

به امید اینکه شرکتهای هواپیمایی یا غذا رو کاملا حذف کنن ؛ یا اگه خیلی با محبت هستن ؛ غذای ساده و سالم به مسافرینشون بدن.

به خورشت کاری در سفره اینترنتی فیس بوک هم سری بزن

قرار ما دوشنبه دیگه

ا

,


16 Comments »

  1. Shadan May 2, 2010 at 11:51 PM -

    delam barayeh khodetoon va ghazahatoon koli tang shodeh…

  2. Mehed May 3, 2010 at 1:04 AM -

    بقول هندی ها achaa…..!

  3. fati May 3, 2010 at 2:04 AM -

    lilijoon chera zahmat keshidin dastoor ro dadin, har vagt havas kardam miyamadam ke baram dorost konin ;;;; 😀
    ( midoonin chi migam …lol)

  4. goltappe May 3, 2010 at 10:11 AM -

    bazi ghaza ha hamishe kheili sakht benazar mian. Currey ham jozve oon daste az ghaza bood vali alan mibinam aslan kari nadare dorost kardanesh. mamnoon.

  5. مریم قاجار May 3, 2010 at 10:52 AM -

    فکر نکنم بوی این کاری با بوی اون کاری یکی باشه هرگز، حتی اگر توی یک جای ناراحت بشینم و فکر کنم توی هواپیمای ک. ال. ام هستم!!! با خوندن این داستان احساس خفگی که این تجربه به آدم میده را کاملا حس کردم! خدا نصیب نکنه. انشاألله همیشه فرست و بیزنس سفر کنیم. کاری هاش هم بهتره. حتما این هفته باثد یک خورش کاری درست کنم. مرسی

  6. shahla May 3, 2010 at 3:48 PM -

    لیلی تازنین مث همیشه من تعریف کردن هاتو اول می پسندم و به دلم میشینه و صد البته بعدا” هم آشپزی بی نظیرت
    تشویق شدم این خورش کاری رو برای آقای همسر بپزم که تندی دوست دارن اما متاسفانه خودم اصلا” نمیتونم یخورم
    مرسی خانم هنرمند

  7. saiedeh May 3, 2010 at 7:39 PM -

    thanks lili jon,very soon i am going to make some

  8. manijeh May 5, 2010 at 9:54 AM -

    yami ! I am planning to make it for my sister this weekend. as usual lovely. love, manijeh

  9. nina shafiee May 5, 2010 at 4:27 PM -

    سلام خانمی دلم ضعف رفت عاشق خورش کاری هستم با یکدنیا عشق برای جمعه می پزام با سحر وشوهرش با یاد تونوش جان کنم برای سانی هم با دستور خاله لیلی دندونی پختم
    تشکر خاله لیلی

  10. ali amid May 7, 2010 at 9:10 AM -

    salammmmmmmmmmm khaleeeeeeeeeeeeeeeee
    ensafan che khaleiiiiiiiiiiii darammmmm ke hichki nadareeeeeee
    manam khoreshte kari kheyli dus darammmm va motmawenam ke in az hamashhhh behtareeee…….be ghole kharejia WELL DONE

  11. ali amid May 7, 2010 at 9:15 AM -

    vali ino bedanid ke THERE IS NO BETTER WAY TO FLY (LUFTHANSA)

  12. atefeh January 26, 2011 at 4:21 PM -

    dastan haton adam ro be gesehe hayhe hezaro yekshab mibareh man ke ashegeshon shodam merci az in hameh zibai kalam

  13. ahmad zahed vafai July 24, 2012 at 12:32 PM -

    تا به حال تو عمرم ندیده بودم کسی اینقدر زیبا طرز تهیه یک غذا رو شرح بده .مطمئنا خود غذا هم با همین زیبایی هم آهنگی داره و خوش مزه خواهد شد .با تشکر موفق باشید

  14. Lyla Owfi July 24, 2012 at 2:17 PM -

    آقای احمد عزیز یکدنیا ممنون از محبتتون
    خوشحالم که از این سفره خوشتون اومده امیدوارم که مهمان همیشگی این سفره باشید
    شاد باشید

  15. sahar June 23, 2013 at 11:09 AM -

    Ba arze salam va adab khedmat ademin aziz man khili kochiktar az in hastam ke bekham dar morde ashpazi shoma nazar bedam.vali man in khoresht ro az ye ashpaz hendi greftam va doroset kardam va har kasi ke khorde khili doset dashte man gojefarangi, zanjfile taze , va khili advih digar niz ezafe mikonam dar akhar shirenargil va maset ezafeh mikonam va aslan az ab estefade nemikonam va khili ham khoshmaze aset yani dar asel az maset va shirenargil doroset mishavad agar doset dashte bashid man dastore kamelash ra vasaton mizaram. baz ham mazret mikham agar biehtrami karde basham. moafagh bashid

  16. Lyla Owfi June 24, 2013 at 1:53 AM -

    سحر نازنین
    ممنون از دستور خوبی که دادی حتما امتحانش میکنم اگرم دوست داشتی دستور کاملش رو برام ایمیل کن
    خوشحالم که مهمان سفره اینترنتی هستی
    شاد باشی عزیزم

Leave A Response »