عشق-بمقدارکافی »

کاشت؛بَرداشت وپخت باعشق بمقدار کافی

کاشت؛بَرداشت وپخت باعشق بمقدار کافی

Lyla Owfi July 31, 2017 0

چند روز پیش دوست عزیزی از گلخونه دوست عزیزش؛ برای من مقداری گوجه فرنگی نارنجی و اسفناج … آورد نمیدانم تا بحال این حس را تجربه کردی یا نه ؛ اینکه چیزی بدستت برسد

Read More »
بالکن قرمز پیچازی وآلبالو

بالکن قرمز پیچازی وآلبالو

Lyla Owfi July 17, 2017 2

  روبروی پنجره من، درست به فاصله یک کوچه باریک، منظره ایست که به هیچ عنوان نمیتوانم ندیده اش بگیرم. هر قدر هم كه بخواهم از زاویه دیگری به کوچه نگاه کنم بازهم قرمز

Read More »
عبرت تَه دیگی و اِسموتی با طعم بهشت

عبرت تَه دیگی و اِسموتی با طعم بهشت

Lyla Owfi July 10, 2017 2

بعضى وقتها اتفاقات كوچك و پيش افتاده،  تاثيرات بزرگ و غير منتظره اى بر جا ميگذارند كه خارج از انتظار هستند عاشق ته ديگ بود. همينكه ديسها و كاسه ها در سفره صف ميكشيدند، چشمش

Read More »
سفره های قدیمی وحلیمی بسرعت نور

سفره های قدیمی وحلیمی بسرعت نور

Lyla Owfi May 29, 2017 2

  خیلی ها گوشه حیاط دور اجاقهای بزرگ جمع بودند  عده ای مشغول روبراه کردن بساط آش بودند و عده اى هم مشغول تفت دادن آرد حلوا. چند نفری هم در آشپزخونه پلو ها

Read More »
خنده ای از سَرِ خستگی وقهقه ای از سَرِشوق

خنده ای از سَرِ خستگی وقهقه ای از سَرِشوق

Lyla Owfi May 15, 2017 4

با مهربان دوستانی بوسیله مترو عازم تمايشگاه كتاب شدم راه طولانى بود. اما با تماشاى فروشنده هاى مترو كه هر كدام به طريقى بازاريابى مى كردند مسیر کوتاهتر به نظر می آمد از خانم

Read More »
بهانه شیرینِ شیرینی

بهانه شیرینِ شیرینی

Lyla Owfi March 13, 2017 0

خیلی سال پیش بود؛ شاید بیست و پنج سال يا شاید هم بیشتر ؛ که روزى تصمییم گرفتم به بهانه نوروز و شیرینی های مخصوصش دوستانم را بدور هم جمع کنم. خیلی زود دست

Read More »
مشاوره گُل گُلی

مشاوره گُل گُلی

Lyla Owfi February 13, 2017 2

چند روز پیش برای گرفتن اطلاعاتی به یک موسسه فرهنگی زنگ زدم  قبل ا ز اینکه تلفن به شخص مورد نظر وصل شود، صدای ضبط شده ای اعلام کرد که هزینه مکالمه دقیقه ای

Read More »
انتظار؛مسابقه ودوست بد قول

انتظار؛مسابقه ودوست بد قول

Lyla Owfi October 31, 2016 2

با دوست بد قولی درمحلی شلوغ و پر رفت و آمدی قرار داشتم از سر انتظار گوشه ای ایستاده بودم و خودم رو با دیدن رهگذرها سر گرم کرده بودم. در حال رصد بودم

Read More »