چای هل و گلاب با سهراب

Posted on April 18, 2011 by


نزدیک اردیبهشته و من  روزهاست که شعر های سهراب رو زمزمه میکنم

راستش خیلی هم همه رو از حفط نیستم اما همون یکی دو تایی رو که بلدم یک حس خوبی بهم میده

همیشه وقتی که شعر سهراب رو میخونم دلم یک جوری میشه  خودم رو در یک حیاط آبپاشی شده خوشگل قدیمی میبینم که دور تا دورش گل های بنفشه  کاشتن و دور حوض آبی رنگش که توش ماهی های قرمز میچرخند؛ گلدونهای شمعدونی  و اطلسی گذاشتن

و این دقیقا یعنی حس آرامش

از قبل تصمیم داشتم که این دوشنبه را جع به سهراب سپهری بنویسم . چون  چند روز دیگه  اول اردیتهشته  و سالگرد او

امسال بخت با من یار بود و این موقع سال  رو در کنار گلهای بنفشه و اطلسی؛ مادر و

کتابخانه قدیمی و پر خاطره پدر هستم و حس خوبی دارم  که باعثش آرامش خانه پدریه

وقتی که از  کتابخونه ؛ کتاب حجم سبز سهراب رو بر داشتم چشمم به بریده روزنامه ای افتاد که  تاریخ اردیبهشت ۱۳۵۹ رو داشت . بقدری هیجان زده شدم که دلم نیومد که با تو شریکش نشم :  تیتر اون بود : سپهری ؛تصویرگر کویر و پرچین و آب و مردم

نوشته بود که خبر مرگ سهراب رو معصومه سیحون ؛ بسیار معصومانه داد گفت : هیچ چیز نمی توانم بگویم ؛ جز اینکه بگویم : سهراب مُرد ؛ دوست من ؛ دوست شما و دوست مردم مُرد و کسانی اگر جنازه اش را بدرقه کردند ؛ من بودم و دو تن از بستگان سهراب و لا غیر؛ یعنی دوستانش که مردم باشند؛ نمیدانستند که او مُرده است یا نه ؟ نمی خواستند باور داشته باشند که او هم مُردنی است . اهل کاشان بود ؛ قانع و صبور

مقاله مفصلی بود اما من  همین قدر برای تو نوشتم

 

زندگی رسم خوشایندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد اندازه عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد  من و تو برود

 

اینروزها با  این اوضاع خراب دنیا ؛از بلایای زمینی و آسمانی بگیر تا بلاهایی که خود آدما باعثش هستند .در دنیایی که نمیدونی فردا هستی یانه آیا فکر نمیکنی که باید مثل قدیمی ها که میگفتن دم غنیمته ما هم قدر زمانی که توشیم رو بدونیم؟

راستی فکر میکنی اگر سهراب در زمان من و تو زندگی میکرد با این  خبر هایی که همش بد و ناراحت کنند هستن؛ اکه این بی مهری ما آدمها رو که نسبت به طبیعت داریم میدید بازم شعرهاش به همین لطافت بود

 یا اینکه توی  این هوای آلوده بازم حال گفتن شعر داشت؟ چقدر دنیای امروز ما ما با دنیای  لطیف سهراب فرق داره

زیر باران باید چیز نوشت ؛ حرف زد؛ نیلوفر کاشت

زندگی تر شدن پی در پی

زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است

 

امروز برای تو یک چای دارم که با هل و گلاب درست میشه

دوست داشتم که پست امروزم بوی  عطر گلاب بده . به چند دلیل اول اینکه گلاب بوی آرامش میده و بعدش هم گلاب خوب مال زادگاه  سهرابه  از طرفی هم  ماه آینده شروع  فصل گلابگیریه  پس ایندفعه بخاطر سهراب و برای تو چای هل و گلاب درست میکنم

اما یک حرف دیگم با تو دارم

همیشه از کسایی که توی شغل و حر فه شون در جا نمیزنن و دايم به  بهتر شدن و جلو رفتن فکر میکنن احترام میذارم یکی از این آدما طراح معروف بیژن پاکزاد بود  که از  بوتیک پلنگ صورتی در ایران  شروع کرد تا رسید به بوتیک بیژن در بورلی هیلز که بیشتر مشتریانش  سیاستمدارها و هنر پیشه های معروف دنیا بودند

دیروز که شنیدم بیژن پاکزاد در گذشت

دلم سوخت  خیلی از ش خوشم میومد به دو دلیل یکی اینکه در حرفه اش بی رقیب بود بعدم اینکه همیشه همه جا  با افتخار میگفت که ایرانیه مخصوصا کار آخرش

که طراحی ماشین برای  کارخانه  رولز رویس  بود . ماشین هایی به رنگ زرد که در بعضی از قسمتها ش  طرح بُته جقه ایرانی  داشت

یادش بخیر و روحش شاد

فکر میکنم که بیژن پاکزاد  که همیشه با افتخار از ایرانی بودنش میگفت ؛هم بدش نمیومد گاهی دور از هیاهوی دنیا گوشه ای با صفا توی ایران بشینه و کنار گلهای بنفشه و اطلسی شعر سهراب بخونه و چای هل و گلاب بخوره

پس این چای هل و گلاب رو با عشق تقدیم  میکنم به بیژن پاکزاد و کسانی که همیشه در حال جلو رفتن هستن و هیچ وقت به کم قانع نیستند

چای هل و گلاب سهراب

عشق                   بمقدار کافی

لطافت روح                به اندازه تمام شعر های سهراب

عطر مهر و محبت         به اندازه عطر تمام بنفشه های دنیا

چای کیسه ای                   دوتا

هل                         نصف قاشق غذا خوری

گلاب خوش عطر کاشان                    یک قاشق غذا خوری

شکر                                  دو قاشق غذاخوری

آب                                         چهار لیوان

آب که جوش اومد در یک قوری قشنگ چای و شکر رو بریز و کمی که موند هل و گلاب رو بریز و ۱۵ دقیقه بهش فرصت بده تا دم بکشه خوب وقتی که حاضر شد در یک استکان قشنگ بریز و چشمهات رو ببند و یک شعری رو که دوست داری بخون و خودت رو بده بدست خاطره های قشنگ . شاید که توی این دنیا ی درهم و برهم کمی به آرامش برسی

تا دو شنبه دیگه شاد شاد باشی

سفره اینترنتی فیس بوک فراموش نشود

Comments (17)

 

  1. fati says:

    چشم ها رو باید شست ، جور دیگر باید دید. ممنون مثل همیشه عالی بود

  2. عطیه سادات شجاعی says:

    سهراب، آب، آب، آب … طنین اسم سهراب به تنهایی نشون دهنده‌ی مغز اشعار و افکار و روحیات کمیابشه؛ روان، بی‌غل و غش، پاک و زلال.
    به همه‌ی دوستانی که دارن فقط عکس این چای خوش رنگ و لعاب و می‌بینن قویّاً توصیه می‌کنم که حتماً امتحانش کنن؛ بنده که افتخار داشتم در لحظه‌ی آفرینش این اثر هنری –بله، این چای یک اثر هنری است- حضور داشته باشم و از اون بنوشم هنوز طعم و عطرشو فراموش نکردم.

  3. ترلان says:

    چه حس قشنگی
    و مرسی بابت این چای خوشمزه و خوش عطر
    بهتر نیس با چای خشک باشه؟!؟!؟

  4. لیلا says:

    چقد نوشته هات ارام بخشه لیلا جون!به ایرانیهایی مثه بیزن افتخارمیکنم

  5. سلام عزیزم. امیدوارم روزهای بهاری خوبی رو کنار تمام چیزایی که دوست داری و کسایی که برات ارزشمندن بگذرونی.
    ممنون بابت این چای خوش عطر و طعم.
    شاد باشی.

  6. aamen says:

    khale joonam kare shoma ke mesle hamishe harf nadare, atre mehrabooni dare vo mazzeye zendegi… vali ba un atie tanha khor khaili harf daram ke be ehterame shoma vo mehmoonaye sofratoon mizaram hozoori khedmatesh miresam!
    doosetoon daram

  7. manijeh says:

    As usual lovely.thanks Lili jun, love,manijeh

  8. TATA says:

    khale jun age manam tu hoze pishraft konam qol midin behem eftekhar konin? LOL!

  9. مریم says:

    لیلی جون. قلبم فشرده شد از خوندن این نوشته. امروز از اون روزهاست که قلبم فشرده میشه و احساس عجیبی میکنم. امروز اتفاقی (البته هیچ چیز اتفاقی نیست!) تلویزیون را گرفتم و برنامهء اپرا راجع به این کارگردان هالیوود که یک فیلم مستند ساخته، برنامه داشت. توصیه میکنم اپرا را ببینید از روی سایتش و این فیلم را هم در موردش بخونید. نمیدونم کی میاد روی دی وی دی. اینم لینکش:
    http://iamthedoc.com/

  10. سلام لیلا خانوم نازنینم ….واقعا چای نوشیدن آن هم از نوع هل وگلابش یکی از لذت بخش ترین لحظه هاست …خیلی خیلی متشکرم.

  11. Beebjanbakery says:

    Leyla joon,
    Omidvaram keh az boodan dar kenar azizanet lezat bebari!!!
    Ba arezohy shadi va solh baray Hamelin azizanet :)

  12. شکمو says:

    bah bah vaghan lezat mibaram az veblagetoon man ham asheghe sohrabaaaaaam mage mishe kesi asheghe sherhaye sohrab nabashe va chaye hel va golabe shomaro dost nadashte bashe

  13. شهلا ابراهیمی says:

    خانوم عوفی عزیز از دیروز که دیدمتون از آرامشی که تو چهرتون بود کلی لذت بردم حالا هم که با دستور چای هل وگلاب و شعر های زیبا ودلنشین سهراب به دنیایی که همیشه آرزوی رفتنشو دارم سفر کردم

  14. هانیه says:

    behetoooon ghebte mikhoram leilaye aziz, az inhame zogh o energy mosbat ke darin va tooue neveshte hatoon moj mizane……..ba sohrab zendegi kardam , mage mishe shere sohrab o khoond o az atre hel o golab lezat nabord…………..afarin be shoma

  15. eligooloo says:

    سلام لیلا جون چه وبلاگ با سلیقه و زیبایی دارین خوندن مطالبش برام خیلی لذت بخشه از این به بعد همیشه چکش میکنم فکر کنم تو فیسبوک از اعضای صفحتون هستم شب باید برم خونه چک کنم ببینیم اونجا چه خیره موفق باشی خانم

  16. eligooloo says:

    چرا فونت اینطوریه ؟ مشکل از دستگاه منه یا اینکه همه بعضی حروف را جدا از هم می بینن؟

  17. eligooloo says:

    دفعه پیش این متتو درست حسابی نخونده بودم اما امشب اشکم در آمد . خدا رحمت کنه بیژن را مرد بزرگی بود

Leave a Reply